تبليغاتX
دل نوشته های یک بسیجی

دل نوشته های یک بسیجی

تا بسیجی به تن زخمی خود جان دارد ××× مرز اسلام در این ملک نگهبان دارد

عيد سعيد فطر مبارك باد

شكرلله كه زجام غزلي سيرشدم

در سحر داد براتي ونمك گير شدم

آن تفال كه به عشق تو به تسبيح زدم

مژده اي داد كه در ميكده تطهير شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 21:29  توسط مجید ترنیک  | 

یا علی ابن ابیطالب علیه السلام

" شيعه حيدر "

ايها الناس به ما شيعه حيدر گويند

وارث روز غدير از همه بهتر گويند

جز علي هيچ كسي وارث پيغمبر نيست

ما نگوييم كه مقداد وابوذر گويند

اين نجف تا به ابد قبله گه ما باشد

گر به ما كل بشر كافر ومرتد گويند

روي پيشاني ما مهر حسين ابن علي است

چون به ما عاشق عباس دلاور گويند

شيعه گي را به محبان علي داده خدا

واندر آن عالم قبلي كه به آن زر گويند

دين ما دين خدا مذهب ما جعفري است

 گر به رافضي آن دسته ديگر گويند

من غلام علي وآرزوي ماست كه خلق

در همه عمر به ما نوكر قنبر گويند

دست اودست خدا ديده او ديده حق

بي جهت نيست به اورب مصور گويند

بدريان قاتل كفار قريشش خوانند

خيبريون به علي فاتح خيبر گويند

عده اي مرتبه وقدر تو نشناخته اند

اهل عالم به علي ساقي كوثر گويند

 مهدي از ماست وما منتظرش مي مانيم

گربه ما قوم عقب مانده ومضطر گويند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 21:4  توسط مجید ترنیک  | 

عاشقان عیدتان مبارکباد

السلام عليك با ابا صالح المهدي عجل ا.. تعالي فرجه الشريف

سالي گذشت وباز نيامد وعيد شد

چشمم به راه يوسف زهرا(سلام ا.. عليها) سپيدشد

آن لحظه تا كه قطره شبنم زچشم ريخت

بغضم شكست، بارش باران شديد شد

در لحظه بهار كه وقت اجابت است

دل با دعاي آمدنت پراميدشد

گلها به عشق امدنت جان گرفته اند

جاني كه زنده به يوم الوعيد شد

نوروز جمعه وعده ديدارمنجي است

برعاشقان مژده كه عيد سعيد شد

 

آخرین برگه تقویم رقم خورد ولی-///// غم هجران تودر سینه ما مانده هنوز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 20:43  توسط مجید ترنیک  | 

سلام بر ثامن الحجج(علیه السلام)

 

 کاش مقیم حرمت می شدم

لایق فضل وکرمت می شدم

کاش دلم چون حرم آباد بود

صحن دلم صحن گوهرشادبود

تشنه ام وتشنه دعا کرده ام

من هوس صحن طلا کرده ام

مرحم وداروی دل ریشها

تکه کلام همه درویشها

ای حرمت حصن امان همه

گنبد تو راه نشان همه

پنجره فولاد تو مشکل گشاست

صحن عتیقت چودلت دلگشاست

نایب موسایی وسیناست طوس

قطعه ای از جنت زیباست طوس

قبله نمای دل هر عاشقی

گره گشای من نالایقی

خاک قدوم تو به چشمان ما

ای همه فخرحراسان ما

ما که در این میکده دیوانه ایم

مشتری دائم میخانه ایم

نام تو اکسیر همه نام هاست

ذکرلب مضطر وبیمارهاست

شاه خراسان گدای توایم

دربدر نام رضا ی توایم

حج فقيران به مطاف آمدم

حول ضريحت به طواف آمدم

حاجيم وعزم منا كرده ام

سر به ره دوست جدا كرده ام

صاحب مشهد چه بنا كرده اي

كعبه ما كرببلا كرده اي

عصمت هشتم تو بگو كيستي

وارث شمشير حسينيستي

امدم اي دوست كه شادت كنم

چشم وسرم نذر جوادت كنم

ادامه دارد...................

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 17:55  توسط مجید ترنیک  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 10:11  توسط مجید ترنیک  | 

سلام بر حسین(علیه السلام)

فصلی از معرکه در یاد خدا مانده هنوز

گوئیا عشق در این دشت بجا مانده هنوز

تا ابد مردم آزاده ببینند به چشم

این حسین است که در کوی منا مانده هنوز

گشته آغشته به خون کاکل رعنا پسری

شانه وآینه در دست صبا مانده هنوز

بعد از ان واقعه دیدند همه تشنه لبان

مشک از پیکر بی دست جدا مانده هنوز

زینب از گردش چشمان حسینش فهمید

همه هستندو کسی از اسرا مانده هنوز

در ره شام بهم تشنه لبان میگفتند

عطش روی عمو در دل ما مانده هنوز

آسمان دید وای کاش نمیدید به چشم

بر زمین پیکر پاک شهدا مانده هنوز

عصر آن روز که خوابید عطش از دوطرف

همه رفتند ولی کرببلا مانده هنوز

ای امام وشهدا بعد شما میبینیم

کوفه در خفت نفرین شما مانده هنوز

منتقم آید اکر منتظری ُ شیعه مگو

آخرین پرده این صحنه کجا مانده هنوز

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 11:47  توسط مجید ترنیک  | 

السلام علی الشیب الخضیب

محرم است ودلم عطر سیب می خواهد

هوای روضه شیب الخضیب می خواهد

در آن زمان که دلم رفت ونینوایی شد

برات کرببلا از حبیب می خواهد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 8:47  توسط مجید ترنیک  | 

مهدي لبيك

رد قدمت در عرفات است هنوز

در ظلمت شب راه نجات است هنوز

اي ناجي ما گوشه چشمي بنما

چشمي كه تجسم فرات است هنوز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 10:10  توسط مجید ترنیک  | 

سلام بر مهدی(عج)

از پرده برون آی وعلم را بردار

ای سید ما تیغ دودم را بردار

باذکر انا المنتقم انشا الله

از چهره ما غبار غم را بردار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 11:20  توسط مجید ترنیک  | 

جمعه يعني

جمعه يعني....

 جمعه يعني انتظار منتظر

جمعه يعني گوشه چشم ونظر

جمعه يعني تك سواري آمدن

بي قراران را قراري آمدن

جمعه يعني پركشيدن تا خدا

جمعه يعني گريه هاي بي صدا

جمعه يعني حس صاحب داشتن

در كوير دل نهالي كاشتن

جمعه يعني بينوايان را عصا

جمعه يعني محرم اهل كسا

جمعه يعني جيم وميم وعين وها

جمعه يعني يك بهشت پربها

جمعه يعني عشق مولا داشتن

عشق مجنوني ليلا داشتن

جمعه يعني انتقام منتقم

جمعه يعني رفتن هر درد وغم

جمعه يعني عيد، يعني پاك شو

همنشين انجم وافلاك شو

جمعه يعني با خودت آسوده باش

جمعه يعني آنچه او فرموده باش

جمعه يعني ناله الغوث الامان

ذكر مهدي منجي صاحب زمان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 14:36  توسط مجید ترنیک  |